کسبوکارهای نوپا: ۹تشکل صنفی در نامهای، خواستار تعیین تکلیف مدیریت شبکه های اینترنتی شدند.در عبور از هفتادمین روز خاموشی دیجیتال، ۹ نهاد صنفی بزرگ ایران — از نصر و فینتاک تا اتحادیهٔ کسبوکارهای مجازی — بیانیهای تاریخی صادر کردند. آنها خواستار «پایاندادن به بلاتکلیفی مدیریت اینترنت» شدند و از «بیصاحبماندن فضای مجازی» و «ضربهٔ جبرانناپذیر به اعتماد عمومی» نوشتند.
سوال بزرگ — چرا این بیانیه، تاریخ را تغییر میدهد؟
در ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، اتفاقی افتاد که شاید در نگاه اول، یک «نامهٔ صنفیِ دیگر» به نظر برسد — اما در عمق خود، نقطهٔ عطفی در تاریخ اقتصاد دیجیتال ایران است.
این نامه، فقط یک اعتراض نیست — یک «فراخوان برای پایاندادن به بلاتکلیفی مدیریت اینترنت» است. و از آن مهمتر، نشان میدهد که جامعهٔ صنفی ایران — که تا دیروز پراکنده و محتاط بود — حالا به بلوغی رسیده که میتواند یک صدا، از بالاترین سطح، مطالبهٔ شفافیت کند.

میدان مغناطیسی — چه شد که ۹ تشکل صنفی متحد شدند؟
برای فهم این بیانیه، باید بفهمیم که چه نیروهایی این اتحاد بیسابقه را ممکن ساختند:
۱. ۷۰ روز خاموشی: طولانیترین قطع اینترنت در تاریخ جهان، دیگر نه یک «اقدام موقت »، که یک «مشکل مهم اقتصادی» است. زیانها از ۲.۳ میلیارد دلار گذشته و ۱۰ میلیون شغل در معرض خطر قرار گرفته است. این موضوع، دیگر قابل چشمپوشی نیست.
۲. اینترنت پرو و تبعیض: طرحی که قرار بود «راهکار اضطراری» باشد، به یک «بازار سیاه ۶۰ میلیون تومانی» تبدیل شد. خبرگزاری فارس نیز از «دو تخلف اپراتورها» و احضار مدیرعامل یکی از اپراتورها به سازمان بازرسی خبر داد. ابعاد این مشکل چنان گسترده شده که دیگر نمیشود آن را با بخشنامه حل کرد.
۳. بلاتکلیفی مدیریتی: نه وزارت ارتباطات مسئولیت قطعی را میپذیرد، نه اپراتورها شفافسازی میکنند. وزیر ارتباطات میگوید «اختیار ندارم»، وزیر کشور وعدهٔ «۳۰ تا ۴۵ روز دیگر» میدهد، و سخنگوی دولت از «شرایط عادی» حرف میزند — در حالی که «عادی» دیگر معنا ندارد.
در این فضای غبارآلود، ۹ تشکل صنفی به این نتیجه رسیدند که دیگر زمان «نامههای جداگانه» و «بیانیههای پراکنده» نیست. باید یک صدا شد — و به بالاترین سطح رفت.
نامهٔ ۹ تشکل صنفی، چهار محور کلیدی دارد:
۱. «بیصاحبماندن فضای مجازی»:
نویسندگان نامه، با اشاره به تجربهٔ ۷۰ روز گذشته، تأکید کردهاند که «در این روزها، بیصاحبماندن فضای مجازی ایران برای همگان مشهود شد». آنها میگویند که فقدان یک ساختار پاسخگو، باعث شده در عمل هیچکس نداند چه کسی مسئول قطع اینترنت است، چه کسی میتواند آن را برگرداند، و چه کسی باید پاسخگوی خسارتها باشد.
۲. «ضربهٔ جبرانناپذیر به اعتماد عمومی»:
نامه هشدار میدهد که این بلاتکلیفی، «اعتماد عمومی» را — که بزرگترین سرمایهٔ اجتماعی هر نظام حکمرانی است — به شدت مخدوش کرده. وقتی مردم و کسبوکارها ندانند که چه کسی مسئول است، اعتمادشان را به کل سیستم از دست میدهند.
۳. «خسارتهای سنگین به اقتصاد دیجیتال»:
نامه با اشاره به ارقام زیان — از ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار در روز — تأکید کرده که «این روند نمیتواند ادامه یابد». آنها از «نابودی صدها هزار کسبوکار کوچک و متوسط»، «تعدیل نیروی گسترده» و «مهاجرت نخبگان» به عنوان پیامدهای مستقیم این وضعیت نام بردهاند.
۴. «ضرورت تعیین تکلیف مدیریت اینترنت»:
مهمترین بند نامه، درخواست صریح از رهبری برای «تعیین تکلیف مدیریت شبکهٔ اینترنت کشور» و «پایاندادن به وضعیت بلاتکلیفی کنونی» است — درخواستی که در ادبیات صنفی ایران بیسابقه است.
راهحل — این بیانیه چه نقشی در مسیر پیش رو دارد؟
۱. اتحاد صنفی، برگ برنده است.
این نامه نشان داد که ۹ تشکل صنفی — با وجود اختلافنظرهای قبلی — میتوانند روی یک موضوع اساسی با هم متحد شوند. این اتحاد، قدرتی میسازد که نمیشود نادیدهاش گرفت.
۲. مطالبهٔ شفافیت، ادامه خواهد یافت.
نامهٔ ۱۲ اردیبهشت، پایان کار نیست — آغاز یک فرایند است. به احتمال زیاد، تشکلهای صنفی این مسیر را تا حصول نتیجه ادامه خواهند داد. کارآفرینان و فعالان اقتصادی نیز باید از این حرکت حمایت کنند.
۳. راهحل نهایی، «تعیین تکلیف» است.
نامه به درستی تشخیص داده که مشکل اصلی، «بیصاحبی» اینترنت است. تا وقتی یک نهاد مشخص، پاسخگوی وضعیت اینترنت نباشد، این بحرانها تکرار خواهند شد.
۴. این یک پیروزی برای صنف است — حتی اگر هنوز نتیجهای نداشته باشد.
صرفِ ارسال چنین نامهای، نشان میدهد که جامعهٔ صنفی ایران به بلوغ رسیده و میتواند مطالبات خود را در بالاترین سطح مطرح کند. این خودش یک پیروزی بزرگ است.
افق — از اینجا به کجا میرویم؟
۱. احتمال پاسخ رسمی: با توجه به سطح مخاطب نامه، انتظار میرود در هفتههای آینده، نوعی پاسخ یا واکنش رسمی به این نامه داده شود — هرچند ممکن است زمانبر باشد.
۲. افزایش فشار صنفی: دیگر تشکلهای صنفی که تاکنون سکوت کردهاند، ممکن است به این حرکت بپیوندند. اتحادیههای کارگری، انجمنهای علمی، و حتی نهادهای دانشگاهی نیز میتوانند به این موج بپیوندند.
۳. تغییر در ساختار حکمرانی اینترنت: فشار صنفی میتواند به تغییرات ساختاری در مدیریت اینترنت ایران منجر شود — از شفافسازی نقش شعام تا تعریف یک نهاد پاسخگو.
۴. این لحظه، تاریخی است: فارغ از نتیجه، ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ به عنوان روزی در تاریخ ثبت خواهد شد که صنف اقتصاد دیجیتال ایران، برای اولین بار، یک صدا شد و به بالاترین سطح مراجعه کرد.
گروه آموزش
افزودن دیدگاه