کسبوکارهای نوپا:آبله، یکی از کشندهترین بیماریهای شناختهشده برای بشر، تنها بیماری انسانی است که ریشهکن شده است. بسیاری معتقدند که این دستاورد، مهمترین نقطه عطف در سلامت عمومی جهانی است.
اجزای کلیدی تلاش جهانی برای ریشهکنی آبله شامل برنامههای ایمنسازی جهانی کودکان در برخی کشورها، واکسیناسیون گسترده در برخی دیگر و استراتژیهای نظارت و مهار هدفمند در طول بازی پایانی بود.
در طول هزاران سال، آبله صدها میلیون نفر را کشت. ثروتمند، فقیر، جوان، پیر. این بیماری تبعیض قائل نمیشد و حداقل از هر ۳ نفر آلوده، ۱ نفر را میکشت، که اغلب در شدیدترین اشکال بیماری بیشتر بود.
علائم آبله وحشتناک بود: تب بالا، استفراغ و زخمهای دهان، و به دنبال آن ضایعات پر از مایع در کل بدن. مرگ ناگهان، اغلب در عرض ۲ هفته، فرا میرسید و بازماندگان میتوانستند با آسیبهای دائمی مانند نابینایی و ناباروری مواجه شوند. در شدیدترین اشکال بیماری.

آبله بسیار مسری بود و درمان شناختهشدهای نداشت. این بیماری از اوایل سال ۱۳۵۰ پیش از میلاد آغاز شد و مواردی از آن در مطالعه مومیاییهای مصری یافت شد. روش باستانی آبلهکوبی (که از آبله گرفته شده و با نام واریولا یا «لا واریول» نیز شناخته میشود) به طور گسترده در آسیا و برخی مناطق آفریقا مورد استفاده قرار میگرفت.
این روش شامل انتقال مقادیر کمی از مواد از زخمهای آبله به افراد سالم بود که منجر به اشکال خفیفتر بیماری و مرگ و میر بسیار کمتر از عفونت طبیعی میشد. برخی منابع حاکی از آن است که روشهای آبلهکوبی از اوایل سال ۲۰۰ پیش از میلاد انجام میشده است.
گزارشهای مکتوب از اواسط دهه ۱۵۰۰ نوعی از آبلهکوبی را که در چین به عنوان دمیدن استفاده میشد، توصیف میکنند که در آن دلمههای آبله خشک، آسیاب شده و با استفاده از یک لوله به داخل سوراخ بینی دمیده میشدند.
در هند، روشهای مشابهی از طریق تلقیح، با استفاده از لانست یا سوزن برای انتقال مواد از جوشهای آبله به پوست کودکان سالم انجام میشد. روایتهای مربوط به قرن هجدهم نشان میدهد که این تکنیک به صدها سال پیش برمیگردد.
آبلهکوبی (به شکل مایهکوبی) ۳۰۰ سال پیش در سال ۱۷۲۱ توسط لیدی مری ورتلی مونتاگو در اروپا معرفی شد، پس از آنکه او این عمل را در امپراتوری عثمانی، جایی که شوهرش به عنوان سفیر در ترکیه مستقر بود، مشاهده کرد.
تقریباً در همان زمان، این روش در مستعمرات آمریکایی مورد توجه عموم قرار گرفت. بردگان غرب آفریقا مدتها این تکنیک را انجام میدادند و پس از آنکه بردهاش اونیسیموس در سال ۱۷۱۶ در مورد نحوه عملکرد آن به او گفت، کاتن ماتر آن را منتشر کرد و در پاسخ به شیوع آبله در ماساچوست در سال ۱۷۲۱، از استفاده از آن دفاع کرد.
تا ماه مه ۱۷۹۶ طول کشید تا اولین واکسن جهان با استفاده از همان اصل آبلهکوبی اما با منبع ویروسی کمخطرتر، آبله گاوی، به نمایش گذاشته شود. دکتر ادوارد جنر با شنیدن باورها و رویههای محلی در جوامع روستایی مبنی بر اینکه آبله گاوی از آبله گاوی محافظت میکند، جیمز فیپس ۸ ساله را با مادهای از زخم آبله گاوی روی دست سارا نلمز، یک شیردوش محلی، مایهکوبی کرد.
فیپس به ماده آبله گاوی واکنش نشان داد و برای چند روز احساس ناخوشی کرد، اما به طور کامل بهبود یافت. دو ماه بعد، در ژوئیه ۱۷۹۶، جنر مادهای از یک زخم آبله انسانی برداشت و فیپس را با آن مایهکوبی کرد تا مقاومت او را آزمایش کند.
فیپس در سلامت کامل باقی ماند و اولین کسی بود که در برابر آبله واکسینه شد.همه با جنر و واکسن او موافق نبودند. در آن زمان شایعاتی مبنی بر تبدیل شدن انسان به گاو توسط این واکسن منتشر شده بود. اما تا سال ۱۸۰۱، از طریق آزمایشهای گسترده، مشخص شد که این واکسن به طور مؤثر در برابر آبله محافظت ایجاد میکند.
این واکسن به زودی در قارههای دیگر نیز مورد استفاده قرار گرفت، جایی که واکسیناسیون از یک بازو به بازوی دیگر ادامه داشت تا اینکه برنامههای واکسیناسیون برقرار شد. واکسیناسیون اجباری آبله در دهههای ۱۸۴۰ و ۱۸۵۰ در بریتانیا و بخشهایی از ایالات متحده آمریکا و همچنین در سایر نقاط جهان به اجرا درآمد و منجر به ایجاد گواهیهای واکسیناسیون آبله شد که برای سفر الزامی بود.
در حالی که برخی از مناطق اروپایی تا سال ۱۹۰۰ این بیماری را ریشهکن کردند، آبله همچنان قارهها و مناطق تحت سلطه استعمار را درنوردید و سالانه بیش از ۲ میلیون نفر جان خود را از دست میدادند. ۵۰ سال دیگر طول کشید تا همبستگی جهانی در مبارزه با این بیماری حاصل شود.
در سال ۱۹۸۰، سازمان بهداشت جهانی رسماً ریشهکنی آبله را اعلام کرد: جهان و همه مردم آن از آبله رهایی یافتهاند، که مخربترین بیماری بود که از زمانهای بسیار قدیم به صورت اپیدمی در بسیاری از کشورها شیوع پیدا کرد و مرگ، نابینایی و بدشکلی را به دنبال داشت. سازمان بهداشت جهانی آرشیو برنامه ریشهکنی آبله را در دفتر مرکزی خود در سوئیس نگهداری میکند. سازمان بهداشت جهانی همچنین ذخایری از واکسنها را به عنوان ذخیره اضطراری در سوئیس و چندین کشور دیگر نگهداری میکند.
قبل از ریشهکنی آبله، درمانی برای آن پیدا نشد و افراد آلوده فقط با تمیز کردن زخمها و کاهش درد درمان میشدند. در عوض، پس از کشف واکسن دکتر جنر، ریشهکنی از طریق پیشگیری، همانطور که خودش پیشبینی کرده بود، حاصل شد. با تقویت تلاشهای متحد در سراسر جهان، مفهوم جنر برای شکست یک بلای تاریخی زنده ماند. پس از ۳۰۰۰ سال رنج و مرگ ناشی از این بیماری، تقریباً در نیم قرن گذشته هیچ مورد ثبت شدهای از آبله وجود نداشته است.
گروه آموزش
افزودن دیدگاه