کسبوکارهای نوپا:دانشمندان به تازگی یک استعداد جدید و شگفتآور در زنبورها کشف کردهاند.زنبورها میتوانند بشمارند. قرار نیست به این زودیها مالیات شما را پرداخت کنند، هرچند پس از کمی تکامل و مطالعهی قوانین مالیاتی، این موضوع کاملاً منتفی نیست.
یک مطالعهی جدید که در مجموعه مقالات انجمن سلطنتی B منتشر شده است، به بحث طولانی مدت در مورد اینکه آیا زنبورهای عسل واقعاً اعداد را میفهمند یا فقط در تشخیص الگوهای بصری واقعاً خوب هستند، دامن میزند. برخی استدلال کردهاند که زنبورها اصلاً نمیشمرند، فقط به میزان شلوغی یا پیچیدگی یک تصویر واکنش نشان میدهند.

تیمی از محققان به رهبری دانشگاه موناش آزمایشهای قبلی را دوباره بررسی کردند، اما این بار سعی کردند دادهها را همانطور که یک زنبور عسل میبیند، ببینند. این به معنای در نظر گرفتن تمام محدودیتهای ذاتی چشمان زنبور عسل بود که جهان را با جزئیات بسیار کمتری نسبت به بینایی انسان درک میکنند. به نظر نمیرسید مطالعات قبلی این موضوع را به طور کامل در نظر گرفته باشند، زیرا آنها با استفاده از تصاویری با جزئیات ظریفتر که زنبورها نمیتوانند به طور کامل پردازش کنند، این کار را انجام دادند.
وقتی محققان با استفاده از مدلهایی که نحوهی دیدن واقعی زنبورها را منعکس میکنند، نگاهی دوباره به آن آزمایشهای بصری انداختند، تمام آن توضیحات مبتنی بر الگو که قبلاً ارائه شده بود، شروع به فروپاشی کرد. تمام آن حرفها در مورد اینکه زنبورها تصاویری با لبههای بیشتر یا با درهمریختگی بصری بیشتر را انتخاب میکنند، با نحوهی نگاه زنبورها به جهان سازگار نبود. آنچه واضح بود این بود که زنبورها به تعداد اشیاء موجود واکنش نشان میدادند. این نشان دهندهی یک توانایی اساسی برای تشخیص تفاوتهای عددی است.
زنبورها چقدر باهوش هستند؟
این به خودی خود یک یافتهی مهم است، اما شاید درس بزرگتری که از همه اینها گرفته میشود، ربطی به زنبورها و توانایی شمارش آنها نداشته باشد، بلکه به محققان انسانی درسی بدهد که از فرضیات خود در مورد نحوهی کارکرد جهان فراتر بروند. ارزیابی شناخت از طریق دیدگاه انسانی، مسیری است که مستقیماً به دست کم گرفتن یا سوء تعبیر از توانایی واقعی سایر گونهها منجر میشود.
زنبورها مغزی کوچکتر از یک دانه برنج دارند، اما میتوانند اعداد را محاسبه کنند. آنها سهم خود را در از بین بردن تصورات از پیش تصور شده در مورد اینکه اندازه مغز برابر با هوش است، انجام میدهند، چیزی که من اخیراً در داستانی در مورد چگونگی نزدیک شدن محققان به این ایده که نئاندرتالها ممکن است به اندازه انسانها باهوش بودهاند، که ما فرض میکردیم اینطور نیست زیرا مغز آنها از مغز ما کوچکتر بوده است، به آن پرداختم.
همه اینها به یک تغییر دیدگاه کوچک اما حیاتی در مورد نحوه نگاه ما به یک گونه در گذشته منجر میشود و همه اینها به لطف یک تغییر دیدگاه حیاتی است که در آن محققان انسانی خود را به جای حیواناتی که مطالعه میکردند قرار میدهند.
گروه آموزش
افزودن دیدگاه