احساس تعلق از بنیادی ترین موضوعات حفظ یک سازمان

کسب‌وکارهای نوپا:احساس تعلق از بنیادی ترین موضوعات حفظ یک سازمان است.یکی از مهمترین مسایل در موضوع کارآفرینی و بویژه در حوزه مشاغل کوچک بهره گیری و تقویت حس تعلق در میان کارکنان یک مجموعه شغلی است.

حس تعلق  و درک همبستگی یکی از نیازهای بنیادین جوامع امروزین است.در ساختار زندگی اجتماعی ،احساس تعلق برای انسان ضروری است. روانشناسان نیاز ما به تعلق را با نیاز ما به عشق رتبه بندی می کنند. از آنجایی که نیاز به تعلق جهانی و اساسی است، تمرکز بر آن این قدرت را دارد که کل نیروی انسانی را در یک جامعه جذب کند، حتی کسانی که ممکن است احساس کنند از فضای اجتماعی طرد شده اند – یا در معرض خطر هستند.

 وقتی که در یک جامعه بر فرهنگ تعلق تاکید می‌کنند، همه انسانها  را فرا می‌خوانند و فضایی را در جامعه ایجاد می‌کنند که محور مشترک آن انسانیت آنان خواهد بود.این موضوع تقویت احساس تعلق پلی برای همدلی بیشترو شمول گسترده تر برای گروه‌هایی است که در محیط جامعه به حاشیه رانده‌ شده اند راایجاد کنند.

برای ایجاد فرهنگ تعلق و بهره مندی از مزایای فراوانش؛برنامه ریزان و مسئولان در جامعه؛ ابتدا نیاز به درک روشنی از معنای تعلق در جامعه را دارند.در حقیقت احساس تعلق عبارت است از احساس روانی تعلق یا ارتباط با یک گروه یا جامعه اجتماعی، فضایی، فرهنگی، حرفه ای یا دیگرموارد.

کسانی  که میزان تعلق بالایی دارند به احتمال زیاد درگیر و وفادار با مسایل جامعه اشان هستند و همچنین تلاش میکنند سازمان‌و مجموعه ای که به آن وابسته هستند را از نظر کیفی ارتقا ببخشند.

احساس تعلق موضوعی بیش از یک آشنایی ساده با افراد دیگر را شامل می شود. حس تعلق بر کسب پذیرش، توجه و حمایت از سوی اعضای گروه و نیز ارائه همان توجه به سایر اعضا متمرکز است.

نیاز به تعلق داشتن به یک گروه نیز می تواند منجر به تغییر در رفتارها، باورها و نگرش ها شود، زیرا افراد در تلاش برای انطباق با استانداردها و هنجارهای گروه هستند.

در روانشناسی اجتماعی، نیاز به تعلق یک انگیزه درونی برای وابستگی به دیگران و پذیرفته شدن اجتماعی است.البته این نیاز در تعدادی از پدیده های اجتماعی مانند خودنمایی و مقایسه اجتماعی نقش دارد.

احساس تعلق در عمل

چه چیزی افراد را برای جستجوی گروه های خاص ترغیب می کند؟ در بسیاری از موارد، نیاز به تعلق به گروه‌های اجتماعی خاص ناشی از اشتراک‌گذاری نقاط مشترکی است. به عنوان مثال، نوجوانانی که در لباس، موسیقی و سایر علایق مشابهی دارند، ممکن است برای ایجاد روابط دوستانه به دنبال یکدیگر باشند.

وضعیت اجتماعی و اقتصادی

مردم اغلب خود را به گونه ای خاص نشان می دهند تا به یک گروه اجتماعی خاص تعلق داشته باشند. به عنوان مثال، یکی از اعضای جدید یک تیم ورزشی دبیرستانی ممکن است لباس و رفتار سایر اعضای تیم را بپذیرد تا با بقیه گروه هماهنگ شود.

افراد همچنین زمان زیادی را صرف مقایسه خود با سایر اعضای گروه می کنند تا تعیین کنند که چقدر با آن ها تناسب دارند. این مقایسه اجتماعی ممکن است باعث شود فرد برخی از رفتارها و نگرش های برجسته ترین اعضای گروه را به منظور تطابق و کسب مقبولیت بیشتر؛اتخاذ کند.

نیاز ما به تعلق چیزی است که ما را به جستجوی روابط پایدار و طولانی مدت با افراد دیگر سوق می دهد. همچنین ما را تشویق می کند تا در فعالیت های اجتماعی مانند باشگاه ها، تیم های ورزشی، گروه های مذهبی و سازمان های اجتماعی و شغلی شرکت کنیم.

در سلسله مراتب نیازهای آبراهام مزلو، تعلق بخشی از یکی از نیازهای اصلی اوست که رفتار انسان را برمی انگیزد. سلسله مراتب معمولاً به صورت یک هرم به تصویر کشیده می شود که نیازهای اساسی بیشتر در پایه و نیازهای پیچیده تر در نزدیکی قله وجود دارد. نیاز به عشق و تعلق در مرکز هرم به عنوان بخشی از نیازهای اجتماعی قرار دارد. در نهایت با تعلق به یک گروه، احساس می کنیم که بخشی از چیزی بزرگتر و مهمتر از خودمان هستیم.

گروه آموزش

  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه