کسبوکارهای نوپا:باز رؤیای استارتاپ تا پیک موتوری یک طنز تلخ و یا یک واقعیت اجتماعی و اقتصادی برای آنهایی است که دیروز کدنویسی میکردند و امروز مسافر جابهجا میکنند.
آنها که تا دیروز در برجهای شیشهای دیجیکالا، اسنپ و تکنولایف کدنویسی میکردند، امروز پشت فرمان پیک موتوری نشستهاند. این یک شوخی نیست — این طنز تلخ اقتصاد دیجیتال ایران در سال ۱۴۰۵ است. در این شماره از «طنز بقا»، ماجرای تعدیلشدگانی را روایت میکنیم که از رویای استارتاپ به جادههای تهران پرتاب شدهاند — و در این میان، شاید راه فراری هم پیدا کنیم.
شلیک — یک توییت، یک فاجعه
یکشب یک توییت دیدم که اول خندیدم، بعد گریهام گرفت. نوشته بود:
«دیجیکالا ۲۰۰ نفر رو تعدیل کرد. اسنپفود ۳۰٪ نیروهاش رو کم کرد. تکنولایف داره تعطیل میشه. ولی اسنپ راننده میخواد — هرکی بلده موتور برونه، بیاد. انگار دنیا داره میگه: کدنویسی بلدی؟ برو مسافر جابهجا کن!»
این توییت، چکیدهٔ تراژدی اقتصاد دیجیتال ایران درروز های گذشته است. تراژدیای که در آن، سرمایههای انسانی یک اکوسیستم — همان برنامهنویسانی که روزی با افتخار میگفتند «در فلان استارتاپ کار میکنم» — حالا دارند از صبح تا شب در خیابانهای تهران مسافر جابهجا میکنند.و این، تازه اول ماجراست.
گره — منِ راوی، از زبان یک تعدیلشده
بگذارید از زبان «امیر» بگویم. امیر ۳۱ ساله است، فوقلیسانس نرمافزار از دانشگاه تهران، و تا دو ماه پیش، توسعهدهندهٔ ارشد در یکی از استارتاپهای معروف تهران بود. حقوقش ۳۵ میلیون تومان در ماه بود — نه زیاد، نه کم، ولی برای یک زندگی آبرومندانه کافی.
امیر تعریف میکند:
«صبح ۱۵ اسفند بود. وایبر زدم به بچهها که ببینم امروز روی کدوم فیچر کار میکنیم. دیدم پیامها نمیره. فکر کردم نت قطع شده — همان داستان همیشگی. ظهر که فهمیدم کل کشور خاموشه، هنوز امید داشتم. گفتم: “یکی دو هفته دیگه برمیگرده.”
برگشت؟
بعد از یک ماه، وقتی تمام سرورهای خارجی مان از دسترس خارج شد و مشتریهای خارجی یکییکی لغو قرارداد کردند، مدیرعامل جلسه گذاشت. با چشمهای قرمز گفت: “بچهها، من تا سه ماه دیگه بودجه ندارم. هرکی میتونه بره — من حلال میکنم.”
و ما ماندیم و یک تیم ۵۰ نفره که ظرف یک هفته شد ۱۵ نفر.»
امیر حالا پیک موتوری اسنپ است. میگوید: «روزی که نشستم پشت فرمون و اولین مسافر رو سوار کردم، هم گریهام گرفت هم خندیدم. این همه سال درس خوندی که چی بشه؟ رانندهٔ تاکسی اینترنتی؟»
پوچی — تئاتر ابزوردِ بازار کار ایران
حالا بیایید این تئاتر ابزورد را با اعداد ببینیم:
دیجیکالا: ۲۰۰ نفر تعدیل — از تیم فنی تا بازاریابی.
اسنپفود: ۳۰٪ نیروی کار کم شده. آنهایی که ماندهاند، با حقوق نصف کار میکنند.
تکنولایف: در آستانهٔ تعطیلی کامل. فروش آنلاین ۸۰٪ سقوط کرده.
وزارت تعاون: ۱۵۰ هزار نفر برای بیمهٔ بیکاری ثبتنام کردهاند.
و در همین حال، پلتفرمهای حملونقل آنلاین — اسنپ و تپسی — با رشد ۲۰٪ تقاضا برای جذب راننده روبرو شدهاند. چرا؟ چون تعدیلشدگان استارتاپی، راهی جز این ندارند. طبق توییت محمد طاهری، تحلیلگر بازار کار، «تقاضای استخدام راننده در یک ماه ۷۰٪ جهش داشته.»
طنز تلخ ماجرا اینجاست: همان استارتاپهایی که روزی «اقتصاد دیجیتال» را میساختند، حالا دارند «اقتصاد گاریِ دیجیتال» را میچرخانند. برنامهنویسی که دیروز با پایتون سرور میساخت، امروز با موتور ۱۲۵ مسافر جابهجا میکند.
و بزرگترین پوچی؟ جامعه به این صحنه عادت کرده. دیگر کسی نمیگوید: «فلانی لیسانس نرمافزار داره، چرا پیک موتوری میره؟» چون همه فهمیدهاند که در ایران ۱۴۰۵، «شغل» یک مفهوم سیال است — امروز هست، فردا نیست. امروز کدنویسی، فردا پیک موتوری. پسفردا شاید تعمیرکار موبایل.
راه فرار — چطور از این چرخه جان سالم به در ببریم؟
نمیخواهم بگویم «همه چیز درست میشود» — چون شاید نشود. اما میخواهم بگویم میشود از این چرخه، یک راه خروج پیدا کرد. نه راه خروج از ایران — راه خروج از «رانندهٔ پیک بودنِ اجباری».
۱. پیک بودن را «تنفس» ببین، نه «شغل». اگر الان مجبوری پیک موتوری کار کنی، به آن به چشم یک «کپسول اکسیژن» نگاه کن — چیزی که تو را زنده نگه میدارد تا وقتی که راه بهتری پیدا کنی. هر روز، یک ساعت از درآمدت را بگذار برای یادگیری مهارت جدید. همان برنامهنویسی که بودی، هنوز هستی — فقط چند ماهی است که مجبوری فرمان موتور بچرخانی.
۲. پروژهٔ کوچک بگیر — حتی رایگان. اگر اینترنت محدودی داری، از همان استفاده کن. توی «پونیشا» و «کارلنسر» پروژههای کوچک بگیر — حتی اگر دستمزدش کم باشد. مهم این است که دستت از کدنویسی نیفتد و رزومهات زنده بماند.
۳. شبکهٔ خودت را بساز. بهترین شغلها در ایران، هیچوقت آگهی نمیشوند. با آدمهای صنفت در تماس باش. بگو که آمادهٔ همکاری هستی. شاید یک روز، یکی از همان آدمها زنگ بزند و بگوید: «یه پروژه پیدا شده، میخوای؟»
۴. اگر هیچ راهی نداری، حداقل امیدت را نفروش. میدانم که شعاری به نظر میرسد. اما تاریخ نشان داده آنهایی که در بدترین شرایط هم دست از تلاش برنداشتند، بالاخره یک روز از چاه بیرون آمدند. امیر که حالا پیک موتوری است، شبها هنوز کدنویسی میکند — برای خودش، برای تمرین، برای روزی که شاید یکی پروژهاش را ببیند.
جعبهٔ ابزار بقا (برای تعدیلشدگان)
۱. همین امروز رزومهات را بهروز کن. حتی اگر فکر میکنی کسی استخدام نمیکند، رزومهات را در «ایران تلنت»، «جابینجا» و «کارلنسر» آپلود کن. فرصتها همیشه از جایی میآیند که انتظارش را نداری.
۲. یک مهارت جدید یاد بگیر — که به اینترنت زیادی نیاز نداشته باشد. تعمیرات موبایل، طراحی با قلم و کاغذ، یا حتی آشپزی. در این روزها، «مهارت آفلاین» حکم بیمهٔ عمر را دارد.
۳. گروه بساز. با دو یا سه نفر از همکاران سابقت که آنها هم تعدیل شدهاند، یک گروه بزنید. پروژههای کوچک را با هم بگیرید. یک تیم تعدیلشده، هنوز یک تیم است.
افزودن دیدگاه