آیا کارآفرینان بزرگ ،افرادی خارق العاده هستند؟

کسب‌وکارهای نوپا: آیا کارآفرینان بزرگ ،افرادی خارق العاده هستند؟ یا یک فرد معمولی بوده اند؟رهبری در DNA شما نیست.هیچ کد ژنتیکی برای تبدیل شدن به یک مدیر اجرایی یا صاحب کسب و کار وجود ندارد.همه ما کم و بیش با یک لوح تمیز به دنیا آمده ایم. آنچه بعداً اتفاق می‌افتد – دوران کودکی، تربیت، تحصیلات، تجربه‌تان، رفتارتان، انتخاب‌هایی که انجام می‌دهید – تعیین می‌کند که چه چیزی خواهید شد. ونهایتا عواملی متعدد منجربه  آنچه از خود می سازید،می شود.

شاید تعجب کنید که بدانید بزرگ شدن در سختی ، شانس شما را برای دستیابی به اهداف بزرگ در زندگی کاهش نمی دهد. برعکس، بزرگ شدن با ناملایمات، در یک محیط رقابتی، می تواند تاثیر مثبتی بر شغل شما داشته باشد. همه چیز به نحوه استفاده شما از آن تجربه بستگی دارد.

پس چطور است که همه خرد متعارف و افسانه های رایج در مورد اینکه رهبران و کارآفرینان از کجا آمده اند را کنار بگذاریم و بر آنچه واقعاً مهم است تمرکز کنیم: چیزهایی که امروز بر آنها کنترل دارید و واقعاً می توانند در آنچه در آینده به دست می آورید تفاوت ایجاد کنند.

در حالی که هیچ طرح مشترکی برای موفقیت وجود ندارد، مضامین مشترکی وجود دارد که بارها و بارها در کسانی که به طور استثنایی خوب عمل می کنند دیده می شود. در اینجا هفت چیز وجود دارد که طبق تجربیات بدست آمده، ، هر کارآفرین بزرگی می داند. مهمتر از همه اینکه ، تمامی آنها در دسترس شما هستند.

هفته کاری چهار ساعته – یا ۴۰ ساعته – وجود ندارد. شما باید بر روی هدفتان متمرکز شده و بقیه موضوعات را از زندگی خارج کنید. هیچ میانبری برای موفقیت وجود ندارد. هیچ مد، هیچ گلوله نقره ای، هیچ قرص معجزه آسایی وجود ندارد که به شما کمک کند بدون از بین بردن زوائد زندگی خود به اهداف بزرگ برسید.

خوب چگونه باید تمرکز کنرد. اولین قانون یک استارتاپ تمرکز است. ابتدا روی ایجاد یک مفهوم پیشرفت تمرکز می کنید. سپس روی نشان دادن آن تمرکز می کنید. سپس بر ارائه آن و جذب مشتری تمرکز می کنید. سپس روی گسترش کسب و کار تمرکز می کنید. تمرکز این است که چگونه کارها انجام می شود. اگر نمی توانید روی چیزهای مهم تمرکز کنید و سر و صدا را کنار بگذارید، بهتر است کار روزانه خود را رها نکنید.

برای درک بهتر مووضوع باید اشاره کرد که: ما بخش زیادی از زندگی خود را صرف این می کنیم که خودمان را پیدا کنیم و بفهمیم که می خواهیم چه کاری انجام دهیم.اگر هنوز آن را پیدا نکرده اید، به جستجو ادامه دهید. وقتی پیدایش کردید متوجهش میشوید این ،همان کارمهمی است که باید انجام دهید زیرا در آن زمان است که فرصت انجام کارهای بزرگ را خواهید داشت.

نکته بعدی آن است که:چگونه بر دیگران تأثیر بگذاریم. کارآفرینان بزرگ به کار خود علاقه مند هستند. همیشه چیزی وجود دارد که آنها باید ثابت کنند یا به آن برسند. این نوعی وسواس ناامیدانه است که آنها را به حرکت در می آورد و به دیگران انگیزه می دهد. غریزی و مسری است. ویژگی‌های رهبری، هوش هیجانی، برون‌گرا/درون‌گرا، مشارکت کارکنان – می‌توانید همه آن‌ها را برای بعد ویا بهتر است برای همیشه حفظ کنید.

موضوع بعدی این است که:تجارت چگونه کار می کند تاجران با دانش به دنیا نمی آیند، اما در برخی مواقع، هر کارآفرین بزرگ یاد می گیرد که چگونه تجارت کار می کند. سرمایه گذاری، P&L، فروش، مشتریان، روابط، مذاکرات – اگر شما را نمی ترساند، به لیگ های بزرگ خوش آمدید.

جمله‌ای از فیلم جنگ ستارگان وجود دارد که واقعاً جالب است: «نیرو می‌تواند تأثیری قوی بر افراد ضعیف داشته باشد». در مورد کار آفرینی  هم همینطور است. ده‌ها مدیر اجرایی و کارآفرین دیده شده که اطراف خود را با پوشش‌هایی احاطه کرده‌اند، مردانی که فقط خود خدمت می‌کنند و به فکر گروهی نمی‌پردازند. اینها دیر یا زود، از بین می روند. به بیان دیگر اگرچه احساس قوت میکنید؛اما در کار گروهی باید هوای همکاران را داشت.

هیچ پاداشی بدون ریسک وجود ندارد. این روزها همه خود را کارآفرین می‌دانند، اما اگر هیچ ریسکی نمی‌کنید،کارآفرین نیستید. اگر می خواهید به تنهایی موفق باشید،در یک مقطع زمانی باید بند ناف رسیدن به موفقیت را قطع کنید.اگر راه ساده تر یا مطمئن تری وجود داشت، همه آن را انجام می دادند. تجربه به شما می گوید، وجود ندارد.

حقیقت این است که کارآفرینی واقعاً تلاشی نیست که “انگشت پا را در آب فرو کنید و ببینید چه حسی دارد”. اگر مایل نیستید همه کار را انجام دهید، ممکن است به فکر پیدا کردن یک شغل دیگر باشید. اما اگر فکر می کنید با تلاش و کوشش گسترده و مداوم  آنچه را که لازم است بدست خواهید آورد، اینها مفاهیم بسیار اساسی هستند که باید برای درک و پذیرش آنها تلاش کنید.

مترجم:احسان محرابی

گروه مقالات

  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه